حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
93
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
داخلى بيزار بودند و به همين سبب در قبول اسلام بر آنها پيشى گرفتند . پس از جنگ بعاث گروهى از مردم خزرج براى حج به مكه رفتند كه شش كس از بزرگان قوم در آن ميانه بودند ، اينگروه بجز اداى مراسم حج منظور ديگرى داشتند مى - خواستند كسى را پيدا كنند كه بوسيله او اتحادى ميان اوس و خزرج برقرار شود زيرا هيچ يك از دو طايفه حاضر نبود زير نفوذ ديگرى قرار گيرد اينگروه در مكه با محمد ملاقات كردند دعوت او را پذيرفتند و پيرو اسلام شدند . دعوت رسول و اسلام خزرجيان بگفتهء ابن هشام : پيغمبر در نزديكى عقبه گروهى از مردم خزرج را ديد و بدانها گفت : شما كيستيد ؟ . گفتند : ما از طايفهء خزرجيم . گفت : از دوستان يهوديد ؟ گفتند : آرى . پيغمبر گفت : بنشينيد تا من با شما سخن گويم . آنگروه بنشستند . محمد آنها را به سوى خدا خواند و اسلام را بر آنها عرضه كرد و قسمتى از آيات قرآن را خواند . آن گروه كه سخن يهودان را بخاطر داشتند وقتى سخنان محمد را شنيدند با يكديگر گفتند به خدا اين پيغمبريست كه يهودان ميگويند مگذاريد آنها پيش از شما به دو بگروند . از اينرو خزرجيان دعوت محمد را پذيرفتند و اسلام آوردند و با او گفتند : " در ميان كسان ما دشمنى و كينه برقرار است ، شايد خدا بوسيله تو آنها را از نفاق برهاند ، ما بنزد آنها ميرويم و به دين تو دعوتشان ميكنيم و اسلام را به آنها عرضه مىداريم اگر خدا بوسيله تو از دشمنى و اختلاف نجاتشان دهد ، بنزد ما هيچكس از تو عزيزتر نيست . " پس از آن راه ديار خويش گرفتند و چون به مدينه رسيدند با كسان خود درباره محمد سخن گفتند و آنها را باسلام دعوت كردند بدينگونه اسلام در مدينه شيوع يافت و خانهاى از مردم اوس و